تبليغاتX
دروازه بهشت
دروازه بهشت

معرفی وآشنائی با شهرستان میمندفارس
 
 
حمیدرضا(امید)حدائق

شهر ميمند سرزمين گل هاي سرخ و نسترن معروف به شهر عطر و گل و گلاب در ۹۰كيلومتري جنوب شرقي شيراز و بر روي طول جغرافيايي 45/52 شرقي و عرض 52/28 شمالي و در ارتفاع ۱۵۴۵ متري از سطح دريا و در لابه لاي باغ هايي همچون فردوس برين واقع است و هنگام بهار در حالي كه از نسيم عنبر فامش بوي عطر و گلاب مي وزد و با هر نسيمش شكوفه بر دامن چمنزارها همچون مخمل سبز مي ريزد، همگام با ديگر گلستان هاي كشورمان به سوي پيشرفت و سربلندي گام بر مي دارد.
ميمند از اطراف به وسيله دو رشته كوه نسبتاً بلند از سلسله جبال زاگرس به نامهای سپیدار در شمال وکوه پادنا یا میمند از جنوب /کوه سور از شرق وکهما وقلات از غرب كه همگی پوشيده از درختان جنگلي است احاطه شده است
ميمند يا بهتر بگوييم گلابدان فارس با داشتن كارگاه هاي گلابگيري و عرقيات گيري و تبحر مردمانش در اين رشته احتياجات قسمتي از ايران عزيزمان را تامين و ۶۰ درصد از گلاب توليدي را به خارج از كشور صادر مي نمايد و به نوبه خود ارز بي شماري را به سوي كشورمان سرازير مي نمايد.
باتشکر حمیدرضا حدائق





born20mehr@noavar.com

 
تصـــوير تصادفي
"

پیوند ها

چه خبر از شهر گل میمند

نشریه نسترن میمند

میمند مناظر و چند عکس

میمند پرشین بلاگ

کانون فرهنگی تربیتی شهید مفتح میمند فارس

کارکاه تولیدی گلاب وعرقیات معطررئیسی

میمند دات کام

میمندفارس (وبلاگ فرود مسعودی)

خواص انواع عرقیات گیاهی وداروئی

بارووووون-هاشم كروني

حزب اللهی مدرنیته

خضرت جرجیس

قالب وبلاگ

 

مطالب اخير

شيشه گري ميمند هنر و صنعتی فراموش شده

میمند از زبان مورخان

همه چیز در باره گل سرخ

یک مقاله خواندنی

سفرنامه اوژن فلاندن

ميمند گلابدان فارس

بـه دروازه بهـشـت ایـران عروس فارس خوش آمدیــد

 
 
 

امكانات جانبي

منوی کاربری

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

RSS 2.0
http://i34.tinypic.com/3587ya1.jpg

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

گلهای میمند فارس به گلاب کاشان رونق دادند/ گلاب میمند همچنان ناشناخته

 میمند با قدمت زیاد در زمینه گل و گلاب  بر اساس اسناد تاریخی در هزاره های قبل گلهای موجود در میمند فارس به کاشان منتقل شده و باعث رونق آن منطقه شدند اما تولیدات میمند مهجور مانده اند.

قدمت گل و گلاب میمند به بیش از دو هزار سال و به دوره هخامنشیان باز می گردد و حتی اسنادی نیز در این خصوص وجود دارد که ریشه های گلهای میمند فارس به کاشان انتقال داده شده اما به دلیل عدم برنامه ریزی مطلوب و توجهات لازم به شکل مناسب و کامل شناخته نشده است.

 در این راستا برنامه ریزیهای زیادی برای معرفی گل و گلاب میمند صورت گرفته است، و طی سه سال اخیر جشنواره های مختلف گل و گلاب در بخش میمند برگزار شد و امسال نیز در قالب شاخه صنعتی گلاب و عرقیات ادامه یافت البته به نظر می رسد این امر کمی با شتابزدگی پیگیری شد اما برای رفع این مشکل از اکنون مشغول برنامه ریزی و تدارک برای سال آینده هستیم.

بخش میمند  در 100 کیلومتری شیراز واقع شده است، این بخش در آخرین مناطق پیشرفتگی ارتفاعات زاگرس در منطقه گرم و خشک جنوب قرار گرفته و این موقعیت موجب شده تا میمند دارای آب و هوایی معتدل و نسبت به مناطق همجوار خنک تر باشد.

چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 |

 

شيشه گري ميمند هنر و صنعتی فراموش شده

شيشه گري ميمند هنر و صنعتی فراموش شده

شيشه گري يكي از ديدنيها و جاذبه هاي گردشگري و فرهنگي شهر ميمند است . هر چند ميمند از زيباييهاي طبيعي بسياري برخوردار است , بيشتر به خاطر تهيه و صدور عطر و عرقهاي مختلف به مناطق مختلف ايران و كشورهاي عربي و حتي هند و اروپا , در منطقه فارس از اهميت اقتصادي برخوردار است . جالب است بدانید که امكانات موجود در ميمند قديم براي اهالي اين موقعيت را به وجود آورده بودكه شيشه هاي مصرفي براي گلاب و ديگر عرقها را در ميمند بسازند.

در ميمند غير از بطري و غرابه , از قديم شيشه گران , اشياي شيشه اي تزييني هم مي ساختند كه از آن ميان مي توان به انواع گلدان , گلاب پاش , ظرف زيباي خاصي به نام « آب دوزك » و اشكال حيوانات و ميوه ها اشاره كرد. نكته جالب در مورد شيشه هاي زينتي اينكه , شيشه گرها بدون استفاده از الگويي خاص و تنها براساس ذوق و ابتكار اين شيشه ها را مي سازند.

ساخت شيشه تا حدود چهل سال قبل به شيوه كهن و كاملا سنتي انجام ميشد. براي اين كار , تعدادي كارگر كه شغلشان صرفا تهيه سنگ شيشه بود , از كوههاي اطراف ميمند به نامهاي خرمن كوه , كوه سور , كوه سپيدار و ياكوه پيرانا , سنگهاي چخماق را بار الاغ و قاطر مي كردند و به شهر مي آوردند.

ماده اوليه ديگري كه در آن زمان استفاده مي شد قليا بود. اين ماده را از بوته هاي مخصوصي در صحرا تهيه مي كردند , بدين صورت كه بوته ها را جمع و در كنار آنها گودالي حفر مي كردند , سپس بوته ها را آتش مي زدند. شيره اين بوته ها كه خاصيت قليايي داشت به گودال ميريخت . پس از مدتي كه قليا خنك مي شد , آن را در ظرف مي ريختند و به شهر مي آوردند , چرا كه اين بوته ها در اطراف ميمند كم بود. شيشه گران به مناطق گرمسير (لارستان ) مي رفتند و قلياي مورد نياز خود را مي خريدند. سنگهاي شيشه را در كوره مي ريختند و با هيزم كوره ها را گرم مي كردند. گرم كردن كوره ها دو يا سه روز طول مي كشيد. كوره كه به شدت گرم مي شد , كارگران با دلوي از جوي يا حوض نزديك كوره , به درون آن آب مي ريختند. آبها از زير كوره به جويي كه قبلا ساخته شده بود مي ريخت و به چاهي فرو مي رفت . با اين كار مواد آهكي و زائد سنگهاي شيشه از شيشه جدا مي شد , و با آب به چاه مي ريخت . پس از آن با مقدار زياد آب , سنگ شيشه خنك مي شد و به صورت تكه هاي بزرگ شيشه در مي آمد. در اين موقع تعدادي كارگر با مشته فولادي سنگها را كاملا خرد ميكردند.

سپس حدود 15 من قليا و 25 من سنگ شيشه پودر شده را در كوره مخصوصي به نام « لابرشي » مي ريختند و آن را گرم مي كردند و با اين كار سنگ و قليا به هم مي چسبيدند. مخلوط سنگ و قليا را بيرون مي آوردند و در كوره بزرگ تري مي ريختند. و آن را ذوب مي كردند. ماده ذوب شده ماده اصلي تهيه شيشه بود.

كوره

در گذشته كوره ها به شكل تابوت و از جنس خاك رس , شن و سنگ ميخكي بود. ساختن كوره كار هر كسي نبود و استاد مخصوصي براي اين كار وجود داشت .

به خاطر جنس كوره , پس از سي و حداكثر چهل روز , كوره استقامت خود را از دست مي داد و استاد كوره ساز بايد آن را دوباره مرمت و يا بازسازي مي كرد . حجم كوره حدود 80 من محلي بود و سوخت آن از هيزم تهيه مي شد.

نوع شيشه ها

در گذشته شيشه سازي انبوه معمولا به دو شكل انجام مي گرفت , يكي « بغلي كتابي » و ديگري « غرابه » از بغلي كتابي براي مصارف كم در منازل و در مسافرتهاي كوتاه مدت و از غرابه براي مصارف بيشتر استفاده مي شد. حجم بغليها حدود 300 تا 500 سي سي و حجم غرابه 12 تا 16 ليتر بود . پس از مدتي « بغلي كعبي » پديد آمد و سپس « بغلي موجي » رواج يافت . سر غرابه ها را با پوشال شلتوك مي پوشاندند و سربغليها را هم به وسيله پنبه و كمي موم محكم مي كردند. باري صدمه نديدن غرابه ها دور آن را با فيزر يا پيزر مي پوشاندند و سپس آنها را در صندوق مي گذاشتند و به مسافتهاي دوردست تا هندوستان ميفرستادند. در گذشته هاي دور نوعي غرابه به نام « عبدالحميد خاني » رواج داشت كه حدود 4 ليتر حجم داشت .

شيشه گري در ميمند امروز

امروزه از حدود بیست  كارگاه شيشه سازي که تا حدود سی سال پيش فعال بودند, تنها یک كارگاه به باقی مانده است که آن هم غیر فعال است.

مواد اوليه کارگاههای شیشه گری در اواخر فعالیتشان   از خرده شيشه تامين مي شد .

خرده شيشه ها را در محوطه باز كارگاه بر روي زمين پهن مي كردند و تعدادي كارگر شيشه ها را تميز مي كردند و مواد زايد مثل چيني , آهن و مواد اضافي را از شيشه ها جدا مي كردند. سپس آنها را به داخل كوره مي ريختند تاكوره پر شود.

جنس كوره ها از آجر نسوز و سوخت آن نفت سياه يا گازوئيل است . حجم كوره بيش از 10 تن است . كوره را بايد هر از چند گاهي تميز كنند و پس از يك سال هم آجر كوره را عوض مي كنند.

پس از ريختن خرده شيشه در كوره , كوره را به مدت 36 تا 48 ساعت حرارت مي دهند تا مواد اوليه به صورت كاملا مذاب درآيد. سپس استاد شيشه گر لوله « دم » را به داخل شيشه مذاب فرو مي برد و آن را مي چرخاند. هنگامي كه كمي از شيشه مذاب (بار) از داخل كوره برداشته شد , به اصطلاح « چونه » آماده مي شود.اگر شيشه گر قصد ساختن غرابه را داشته باشد , با اين چونه , « گيونه » درست مي كنند. سپس مقداري ديگر « مذاب » از كوره بر مي دارد و در لوله مي دمد. از دميدن در لوله به اصطلاح شيشه سازان گوي اول ساخته مي شود. در شيشه گري رسم بر اين است كه شيشه گر قبل از سرد و سخت شدن شيشه به آن شكل دهد. اما ابتدا گوي اول را تا اندازه اي شكل مي دهند , سپس مجددا شيشه مذاب را كمي گرم مي كنند و لوله دم را روي ميله اي با دو سر شاخ كه بر روي نيمكتي قرار دارد , مي گذارند و به وسيله قاشق چوبي به آن شكل اوليه مي دهند. سپس با دميدن در لوله و چرخاندن آن با هنر و مهارتي كه دارند , شيشه ساخته مي شود.

در ميمند نيز مانند ديگر مناطق پس از اتمام كار , كارگر وردست با لوله ديگري كه بر سر آن مقدار كمي بار مذاب است , به كمك استاد كار مي آيد كه به اين لوله « واگيره » مي گويند. در اين هنگام شيشه ساخته شده به واگيره مي چسبد و شاگرد شيشه را با قيچي جدا مي كند و به گرم خانه مي برد.

در ميمند پس از ساخته شدن غرابه ها , آن را به طور مرتب و منظم به وسيله دو شاخه بلندي در گرم خانه مي گذاشتند. اين كار توسط استادكار ماهري انجام مي شد , و گرنه شيشه ها مي شكستند. در صورتي كه شيشه ها از نوع غرابه بود , دور تا دور گرم خانه را محكم مي بستند و حتي دريچه ها را محكم مي كردند و 2 تا 4 روز غرابه ها را در گرم خانه مي گذاردند , اما اگر شيشه معمولي بود , تنها در گرم خانه را مي بستند . پس از 3 تا 4 روز غرابه ها را بيرون مي آورند و پيزور بافها (كسي كه جلد و پوشش براي غرابه ها ار برگهای نی <لمبون> مي گيرد) با پيزورهاي خود به سراغ غرابه ها مي آمدند و پس از صرافي كردن به دور غرابه هاي سالم پيزور مي گرفتند.

دراین کارگاهها شيشه هاي زينتي هم توسط دست ساخته ميشدند و انجام اين كار به هنرمندي و ذوق و مهارت شيشه گران بستگي داشت. به غيراز غرابه ظرفهای ديگري به نامهای « كلوك وعبدالحمیدخانی  »  ساخته ميشد كه امروزه متاسفانه حتی شکل این ظرفها نیز كم كم به فراموشي سپرده میشود .

در ميمند  یک كارگاه شيشه گري با تجهيزات كامل توسط سازمان صنايع دستي ميمند ساخته شده است كه هم اينك بلا استفاده مانده است . امروزه ديگر رواج ظرفهای پلاستيكي (یکبار مصرف) موجب ركود صنعت و هنر شيشه گري شده است . هر چند عرقها تا سالها عطر و كيفيت خود را در غرابه ها و بطريهاي شيشه اي حفظ مي كنند و قيمت غرابه و شيشه نيز نسبت به ظروف پلاستيكي ارزان تر است , اما حمل و نقل ساده اين ظروف و نشكن بودن آنها موجب شده است تا گلاب گيران استفاده از اين ظروف را به غرابه يا شيشه ترجيح دهند.

با چنين روندي بعيد نيست كه تا چند سال آينده كارگاهای شيشه سازي  ميمند  به طور كلي  از خاطرها پاک شود و اين هنر و صنعت تاريخي در ميمند به فراموشي سپرده شود.

 

 

پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 |

 

میمند از زبان مورخان

 تقويم البلدان از ابوالفدا به نقل از ياقوت حموي

در تقويم البلدان از ابوالفدا به نقل از ياقوت حموي آمده است که ميمند قريه اي است بزرگ از قرا غزنه , ابوالحسن علي بن احمد ميمندي وزير محمود سبكتگين از آنجا بود و همو گويد كه ميمند قريه اي است از فارس و او كه ميمند فارس را ديده بود حكايت مي كرد كه , درختان سيب و گردو و تاكستانهاي بسيار دارد. آبش از كاريزهاست و از آنجا تا جور دو مرحله است و در مشرق جور به فاصله دو مرحله در جنوب غربي شيراز واقع شده است . »

ناخداي بزرگ شهريار رامهرمزي

در بعضي از منابع نيز در مورد گلاب ميمند و اهميت و اعتبار آن سخن رفته است , چنان كه از قول ناخداي بزرگ شهريار رامهرمزي آمده است كه در قرن چهارم هجري از طريق عمان به هند گلاب حمل مي كرده اند و اين گلاب  محصول میمند فارس بوده است .

ميرزا حسن فسايي

كامل ترين توصيف درباره ميمند و تاريخ و فرهنگ آن از زبان ميرزا حسن فسايي در اثر با ارزشش فارس نامه ناصري آمده است :

« بلوك ميمند در جانب جنوب شرقي شيراز در آخر سردسير است و اول گرمسيرات فارس است . آبي گوارا از قنات و هوايي معتدل و سازگار دارد. بيشترين منافع اين بلوك از بساتين پر از گل سرخ و بادام است . در فصل بهار چندين كارخانه گلاب گيري در اين بلوك برپا مي شود و خروارها گلاب حمل هندوستان و شيراز مي گردد. »

شغل بيشتر اهالي ميمند كشاورزي و باغداري است . باغداران ميمند در حاشيه و مرزهاي درختان ميوه خود گل سرخ پرورش مي دهند. گلهاي محمدي تقريبا در ارديبهشت ماه شكوفا مي شوند. در همين ايام است كه گلاب گيران فعاليت خود را شروع مي كنند. اكثر كارگاههاي گلاب گيري ميمند به شيوه سنتي گلاب تهيه مي كنند. در اين كارگاهها سه تا شش ديگ بزرگ وجود دارد و دستگاههاي گلاب گيري كاملا سنتي هستند و در آنها به جاي لوله فلزي از نيهاي قطور و محكم استفاده مي شود. گرماي ديگها از هيزم است و گلاب تهيه شده عطر و خلوص زيادي دارد 

چهارشنبه دهم مرداد 1386 |

 

همه چیز در باره گل سرخ

 

تاریخچه گل سرخ

 

 

 Rosa در لاتین به معنای گل سرخ می باشد . از آغاز تاریخ ، گل سرخ بیش از همه گلها در قلوب بشر جای جای گرفته و از وقتی که مردم از زیبایی درخشان گل ، آگاهی یافته اند ، گل سرخ یک سرو گردن از آنها بلند تربوده است. گل سرخ میراث بزرگی از افسانه وتاریخ را به همراه دارد . این درختچه زیبا ، میلیونها سال قبل از بوجود آمدن بشر در روی زمین ، زیسته و زیبائی و عطر را در همه جا گسترده است فسیلهائی که از شکوفه های گل سرخ در آرگون (Oregon)و کولورادو(Colorado)بدست آمده ، محتملاً به 35 تا 70 میلیون سال قبل ، مربوط بوده است. رزهای خشکیده ای از ۳۰۰سال  قبل ازمیلاد از گورهای مصریان بدست آمده تصور میرود که نشان اولین آشنائی مصریان با گل سرخ باشد. معهذا تحقیقات وسیعتر نشان می دهد که این گل بومی مصر نبوده ، بلکه از آسیای صغیر به آنجا آورده شده است.تاریخ افسانه وار گل سرخ طی قرنها توسط هنرمندان ، صنعتگران ، نویسندگان و درختکاران بوجود آمده که بوسیله این گل زیبا افسون شده اند و شرح فریفتگی شان را برای آیندگان نگه داشته اند تا از آن لذت ببرند . از جمله شاعرانی که افسانه های اساطیری پیرامون گل سرخ در مدایح و ستایشگرها گفته ، می توان به اثر اناکرئون (Anaceron) قرن 6 میلادی شاعر غزل سرای یونانی پی برد و رو نسازد (P.de Ronsard) 1585-1524، شاعر فرانسوی ، فرانسوادومالحرب (F.de Malherbe) 1555-1648 ، شاعر فرانسوی در باره هنری چهارم ولوئی سیزدهم و بالاخره غزلهای سلیمان (Cantiouses des cantiques) را می توان نام برد.اپوله (Apuless)180-125 نویسنده لانتی در داستان خر زرین می گوید، چگونه بصورت آدم در می آید گه گل سرخ می چرد . پیندار (Pindar)438-518 قبل از میلاد ، شاعر غزل سرای یونانی، دیونیزیوس باکوس (Diony sios Bacchus) گل سرخ را به رب النوع شراب یاد گشته است و در روم باستان ، گل سرخ مطلقاً وابسته و تقدیم به دیونیزیوس باکوس و ونوس محسوب میگشت ، برای مثال عید سالانه دختران شادی که در بهاران برگزار شده است ، در این روز که متعلق به ونوس (Venus Erycina) بوده، درباریان کوچه و خیابانها و باغات را با گل سرخ و مورد (Myrtus communis) تزئین می کردند. در میهمانیها جشن گل سرخ می گرفتند و همه جا را با این گل افسونگر می آراستند و از قدحها شربت گل سرخ می نوشیدند ، امپراطوران و همسرانشان روی تختخوابهایی از گل سرخ می خوابیدند و در حمامهایشان از عطر گل استفاده می کردند. در تراس ( Thrace) (محلی بین یونان و ترکیه ) گل سرخ به مانند سمبل ویژه اصلی خداوندی بوده است و در دوران تسلط رومیان در آن سرزمین ، یکی ازاعیاد دیونیزی باکوس ، بنام روزالیا (Rosalia) نام داشت. افسانه هایی که درباره گل سرخ نقل شده ، نسبت به سرزمینها ، نواحی ، عادات و رسوم، فرهنگها و معتقدات مردم زیاد و متنوع است . مسلمانان معتقدند که گل سرخ از قطره عرق جبین پیغمبر بوجود آمده است . بنا به افسانه ای ، گل سرخ در بهشت عدن برنگ سفید بوده است و هنگامی که حوا آنها را بوسید رنگشان قرمز شده و تا به حال بدان رنگ باقی مانده است. در افسانه های یونانی آمده است که گل سرخ از چند قطره خون افرودیت ، الهه ی زیبائی و عشق که در اثر خار و خس ها ( کیهه کوتی Ronce) جنایتکار مجروح گشته بود ، برنگ قرمز در آمده است. همچنین تعریف کرده اند که رنگ گل سرخ بر اثر خون ادونیس(Adonios) خدای زیبائی و جمال فینیقیان است که بوسیله خوک وحشی مجروح گشته و افرودیت او را بصورت گل شقایق نعمائی (Anemone)در آورده است . گل سرخ را یونانیها برای رومیها به ارمغان آورده اند که مجذوب آن شدند و پرورش داده و گلهای خوبی بار آوردند .در ایام نرون(Neron) استعمال تزئینی گل سرخ در جشنهای رومی به حد دیوانه وار رسیده بوده .چنانکه گویند ، نرون 40 میلیون سسترس (Sesterce) خرج تهیه گل سرخ برای یک مهمانی گل سرخ برای یک مهمانی کرده بوده. بطور کلی هر جائی که مراسم یا جش رومی بطورخصوصی یا عمومی برگزار می شد ، مشکل می نمود که گل سرخ جلب توجه نکند. گل سرخ را 40 قرن قبل از میلاد در آسیا روی سکه ها و 16 قرن قبل از میلاد مسیح در اروپا روی گچ بریها و سکه ها نقش می شد. نقش معماری گل رز در بابل و آسور نشان می دهد که این تمدنها ، گل سرخ را می شناخند .نسخه های خطی قبلی از پرورش گل سرخ را ملکه گلها می نامیدند . شعراء ، تاریخ نویسان ، گیاهشناسان یونان باستان احساس خود را از گل سرخ در نوشته هایشان ثبت کرده اند ، سافوی شاعره (Sappho) در 600 سال قبل از میلاد مسیح ، لقب ملکه گلها برخود نهاد . هومر در ادیسه از گل سرخ در توصیف سپیده دم نام می برد و در ایلیاد به روغن گل سرخ اشا ره می کند . شاعر حماسی سرای یونانی نیز فجر سحر گاهی (اورورAurore) را به مانند یک دختر جوان در حال پخش کردن گل سرخ نمایانده است. کلیساهای رومی مسیحی روم با روش استفاده رومیان از گل سرخ مخالفت کرده ولی بزودی آن را به عنوان نشانه تسلی جهت باز ماندگان مرده ها پذیرفت . از آن موقع گل سرخ در مراسم مذهبی ، نقاشی و نشانهای کلیسائی و مجسمه سازی بکار می رود . تابلوی"تولد ونوس"که توسط بوتیچلی (Botticelli) نقاشی شده ، افسانه ای را که باز می کند ، این است که گل سرخ هنگام ظاهر شده ونوس از دریا در نزدیک جزیره قبرس بوجود آمده تاکید می کند.در قرون وسطی ، در باغها و دیرهای انگلستان ، گل سرخ را برای مراسم و اجتماعات مذهبی پرورش می دادند ، روی شیشه های رنگی پنجره های کلیساها ، طرحها ، نقشهای گل سرخ به چشم می خورد.پنجره مشهوری از این توع در کلیساهای یورک میینستر(York Minster)امت اتحاد خانواده های یورک و لنکاستر(Lncaster) بعد از جنگ زرها است. گل سرخ طلائی کلیسائی روم از قرن چهارده باقی مانده است. رزهای "رزساندی " (Rose-Sunday) بوسیله پاپ متبرک و گاهی به اشخاص که در مذهب کاتولیک به مقام ارجمندی نائل شده اند، سپرده می شود . از اولین روزهای سلحشوری و قهرمانی ، گل سرخ به عنوان نشان نجات خانوارگی نیم تاجها ، پرچمها و سپردهای شوالیه ها و پادشاهان انگلیس نقش می شد . برخی از خانواده های سلطنتی انگلستان آن را به عنوان نشان اختیار کردند و هنوز هم نشان انگلستان است.  گلهای سرخ در عروسها ، مراسم دفن ، آئین اعطای نشان های لشکری ، عطرسازی و پزشکی بکار می رفت . رسم عاشقان بود که حلقه ای از گل سرخ ترتیب داده ، به در خانه زنی مورد پسند و علاقه شان می آویختند. در مجموع می توان گفت در دوران قدیم ، گل سرخ سمبل عشق ، زیبایی و شادی محسوب می گشت. بطوریکه در داستانهای کهن و قدیم هندی گل سرخ به منزله دلپذیری ، خدای مهر (خورشید 9 معرفی شده بود. اما پس از پیدایش مسیحیت این سمبل تغییر یافته و مادونا (Madona) مریم مقدس همیشه باکره، در افسانه های ونوس یونان که فراموش شده بود ، جانشین گردید. گل سرخ را نشانه پاکیزگی معرفی گردیدو ماه ششم تقویم حیوانی ، سنبله را به ماه مریم باکره تبدیل کردند که برابر ماه مه میلادی یا اردیبهشت شمسی است و در آغاز نیز ماه گل سرخ می گفتند.در ایتالیا به عید بهاره پانته کوت (Pantecote) که نزد یهودیان تحت عنوان روزی است که خداوند قوانین یهود را بر موسی پیامبر انسان نازل کرده است که به آن عید الخمسین (عید انعصره) است. مدتها به نام پاسکو آروزاتا (Pasqua rosata) شهرت داشت و بزرگان دینی مسیحیان ، گل سرخ رزین را تغییر نام دادندو هم اکنون نیز زنان عابد و مقدسه ای مسیحی میوه های خشک و قرمز گل سرخ را به نخ کشیده ، همانند تسبیح با آن عبادت می کنند که روزیه (Rosaire) یا تسبیح دانه درشت گل سرخ نامید. به تدریج گل سرخ ارزش و مقام خدائی دیرینه ای را از دست داده و از آن در مراسم تشییع جنازه ها بیشتر استفاده می کنند و حتی در برخی نقاط آن را روی گوره های می کارند و چه بسا در برخی از نوشته ها از ارتباط گل سرخ و برگ سخن به میان آورده شده است . به عنوان مثال ، در یک داستان افسانه ای ایرلندی که اشاره دارد به ... اگر بیماری در خواب بیند گل سرخ را همراه می برد ، نشانه آن است اجلش فرا رسیده و خواهد مرد.در قرون وسطی ، اروپائیان گلهای بونه گل سرخ وحشی یا نسترن را شوم و نحس و شیطانی می پنداشتند . شاید این کج اندیشی از نوشنه ای مولنتوف (Mullenthof)از داستان Sehlewing ناشی شده باشد که می گوید ...شیطان می خواست به آسمانها دست یابد برای به ثمر رسیدن این مقصود ، نردبانی از ساقه های نسترن ساخت و از آن نردبان شروع به بالا رفتن کرد ، ولی خدا وند مانع گردید و نردبان پاره شده و با سر به زمین سقوط کرد و تیغهای گل بدنش را مجروح ساخت.

 

پیدایش و توسعه رز

 

 

اروپا تا اوائل قرن 12 میلادی گل سرخ را نمی شناخت و در آن هنگام بود که جنگجویان صلیبی آن را از سوریه امروزی به اروپا انتقال دادندو در آن زمان به این بوته گل شام می گفتند . نهالهائی از این گل به اروپا رفت و نام گل گال به آنها نهادند. رنگ این گل در آن زمان قرمز روشن بود اما گل دیگری به نام گل دمشق که رنگ مخملی و عطری دلپذیر داشت نیز به اروپا انتقال یافت که تا آن هنگام چنین رایحه ای دل انگیز در اروپا به مشام نرسیده بوده و تا به امروز این گل به نام داماسک رز یا گل سرخ دمشقی شهرت دارد.رزهای بورین با گل محمدی (Rosa damascena) وRosa gallica و سایر رزها ، پیوند داده شدند تا خانواده بزرگی از رزها به نام دو رگه یا پیوندهای دائمی نیز به نوبه خود با رز چای (Tea)  یا رز ادراتا(Rosa odorata) پیوند داده شدند تا هیبریدهای دائمی نیز به وجود آمد . اولین دو رگه های چای فرانسه نام دارد که به سال 1876 در فرانسه به دست آمد. نخستین دو رگیری چای ، گلهای زرد خالص ندادند.تا در سال 1900 میلادی .ژوزف پرند دوشه (Joseph pernet Doucher)نخستین گل کاملاً زرد خالص ، را وارد بازار کرد. این کارشناسان موفق شدند با پیوند زدن گلها به یکدیگر ، صدها بلکه هزارها گل را به رنگهای متفاوت و به نامهای و کد های معین را روانه بازارکنند.اوایل قرن نوزدهم میلادی ، در واقع آغاز پیدایش علاقه مندی عمومی برای پرورش گل شرخ ، علاوه بر جنبه های زینتی ، به منظور های صنعتی و داروئی می باشد . فعالیت زیاد در این زمینه در فرانسه صورت پذیرفت و مشوق این کار امپراطریس ژوزقین (Empress josephne) آماتور بزرگ پرورش گل رز بود . اندکی بعد از سال 1800 ، امپراطریس دوستاران رز را به باغهای خود در مالمزون (Malmaison) دعوت کرد و با کمک آنها کلکسیونی بالغ بر 256 نوع رزجمع آوری نمود.امپراطریس گروهی از هنرمندان را نیز برای یادداشت ، شکل و رنگ رزهایش فرا خواند ، در میان این اشخاص یکی ، رافائل گلها پ-ژ-ردونه (P.J.Redoute) بود که بعدا نقاشیهای آبرنگ ، وی در سه مجله تحت عنوتن رزها (Les Roses) 1817-1824 منتشر گردید. اکنون علاقه مندان تابلوها یا نسخه های آنها را به عنوان گنجینه های با ارزشی مورد ملاحظه و بررسی قرار می دهند . علاقه بیشتر به پرورش رز موجب پیوند زدن ، گردید و انواع جدید از آن ، بوجود آمد و اکنون نیز این انواع وجود دارد . در سال 1829 ، نام 2000 نوع در کاتاوگ آن زمان نوشته شده بود . در حدود 1600 نوع رز نام برده که از 1815 تا کنون بوجود آمده و از بین رفته است . کل سرخ امروز با رزهای قرنهای گذشته خیلی متفاوت اند. آنها در رنگ ، شکل ، بو، طول مدت گل دهی با اجداد خود بواسطه هیبریدهای انجام گرفته ، فرق دارند. در اوایل سال 1800 ، تمام رزها ، فقط در تابستان گل می دادند به غیر از رزمانتلی چینی (Monthly) که در پاییز نیز گل می دادند.با رونق گرفتن کشت گل رز در سراسراروپا ، نمایشگاههای مخصوص گل ترتیب داده شد ولی ازهمه بالاتر فستیوال گل در ژنومی باشد . که در هر سال در سراسر دنیا برگزار می شود و بی نظیر است . حتی گروهی از افراد با سلیقه و ذوق آن را در ردیف مراسم برگزاری جوایز اسکاردر هالیوود می دانند . از طرفی ، نمایشگاه گل سرخ منحصر به ژنونبوده ، بلکه در اقصی نقاط جهان بر پا می گردد ، مانند وست بروک پارک (هلند) پارک دلی در مادرید "سن" در دوبلین پایتخت ایرلند ، دورتموند در آلمان و غیره ، در سال 1987 یک مسابقه بزرگ رقابت انگیز با شرکت هزاران غلاقمند به رز درشهرپاریس با حدود 400 نوع گل مختلف به معرض نمایش درآمد و در واقع بهشتی از گل، عطر و رایحه مطبوع مشام بینندگان را معطر ساخت. یک نوع گل که پیوندی از چندین نوع گل رز بود به عنوان << آلن مید لانت >> تعلق گرفت. گل او که پیوندی از چند گل بئد به نام ( شری میدلنو) شهرت یافت . پدر این شخص ، گلی را ابداع کرد به نام گل صلح (Pease) اشتهار پیدا کرده است. اما با توتیکه برنده بهترین گلها شد، یک خانم ایرلندی بود و جایزه بزرگترین گل به یک گلخانه انگلیسی تعلق گرفت و هرمان کورس جایزه کوچکترین گل و را دریافت کرد.

 

خانواده پل سن دانمارکی جایزه معطر ترین گل را به خود اختصاص دادند.

خواستگاه و انتشار جغرافیائی

 

 

گل سرخ یکی از پنج پایه اصلی رز در دنیا است . منشأ اصلی این گل آسیای جنوب شرقی و ایران گزارش شده است . امروزه در تمام نقاط دنیا کشت می گردد و قسمت اعظم گل سرخ از کشورهای بالکان ، فرانسه ، ترکیه ، مراکش و ایران تولید و صادر می گردد. کشت و کا رآن در ایران ، در زمانهای پیش متداول بوده است. درسالهای اخیر محصول گل بریده یکی از محصولات عمده باغبانی کشور به شمار می آید و این محصول در تمام فصول به بازار عرضه می شود.

 

 

ساقه و برگ  

 

 

گل سرخ درختچه ای بوته ای است که به مقتضای انواع اقلیمها ارتفاعی بین یک تا دو متر متغیر ، دارای ساقه های خاردار ، خارهای ریز و فراوان ، برگهای مرکب ، غالبا پنج برگچه ای و دندانه دار سطح روئی برگ سبز تیره و سطح پشتی آن کدر است . ساقه های گل محمدی به جوانب و بالا رشد می کند.

 

 

گل ، میوه ، بذر

 

 

گل رز دارای گلهای درشت ، معمولاً پرپر و به رنگهای صورتی ، سفید ، قرمز، متمایل به ارغوانی، درروی ساقه بطور منفرد و یا خوشه های سه تا پنج تائی ظاهر میشود.

 

موارد استفاده :

 

گل سرخ ، مظهر محبت است و زیبائی، عطر دل انگیز آن از دوران باستان آن را ستوده اند و حکمای یونان مصارف فراوانی ( مخصوصا در عطر سازی و پزشکی ) برای آن ذکر کرده اندو در طب شرق جایگاه ویژه ای داردگل محمدی که در واقع گل سرخ پرپر ، صورتی رنگ مظهر زیبائی و جمال طبیعت به شمار می آید گویند پیامبر اسلام به عطر گل سرخ علاقه وافر داشتند و آن را زیاد استعمال می فرمودنداکنون نیز عطر و گلابی که از گل سرخ تهیه می کنند، در مجالسی با ختم صلوات مصرف می کنند.عمده قسمتهای مورد استفاده این گیاه گلها و میوه های آن می باشد .گلبرگها و میوه های گل سرخ ، کمی قابض بوده و از این رو آن را به عنوان داروی قابض ملایم به کار می برند. دانشمندان انگلیسی در حین جنگ جهانی دوم متوجه شدند که میوه های گل رز ، به عنوان منابع بسیار غنی از ویتامین ث به شمار می آید ، به طوریکه سه عدد میوه متوسط گل سرخ یه اندازه یک پرتغال معمولاً ویتامین ث دارد. روی همین اصل از قدیم در روستاهای مناطق معتدل ایران ، از میوه گل سرخ و نسترن ، آش ، شربت و ترشی درست می کردندو یا نوعی ازآن که در مازندران << کلیک >> ودر آذربایجان<<گلدیک >> می گویندو بعد از ریختن گلبرگها رنگشان قرمز روشن و نرم می باشد به شکل خام نیز مصرف می گردد.از گلبرگهای گل محمدی در نواحی غربی و شمال کشور ، مربا و شربت درست می کنند که به علت داشتن املاح ملین و مفید است.میوه های گل رز حاوی اسید اسکوربیک به مقادیر 5/0 تا 7/1 درصد می باشد ولی مقدار ویتامین موجود در آن بستگی تام به منشا ء گیاهی ، محل کشت ، آب و هوای منطقه ، زمان جمع آوری و طریقه خشک شدن محصول دارد. در حقیقت میوه های گل سرخ موجود در بازار اغلب فاقد ویتامین ث می باشد، حتی اگر بپذیریم که میزان اسید اسکوربیک موجود در میوه گل محمدی بالا و در حدود یک درصد باشد و تمام این مقدار کاملاً وارد فراورده ها ی تهیه شده مانند دمکرده ، سوپ و مربا مصرف شود ولی قیمت ویتامین ث این فراورده ها در حدود 25 برابر قیمت ویتامین صناعی ( سنتزی ) خواهد بود ، چون اغلب خصوصیات  فوق ممکن است ، صحیح نباشد و چون از نظر جذب و متابولیسم ویتامین ث طبیعی و صناعی فرقی با یکدیگر ندارد ، بنابراین میوه گل سرخ ، نمی تواند به عنوان یک منبع اقتصادی برای ویتامین ث محسوب شود و در قرصهای ویتامین ث محتوی میوه گل سرخ و ویتامین ث صناعی است ، اغلب ذکری از ویتامین ث طبیعی نمی شود و در اکثر موارد مقدار ویتامین ث طبیعی نیز بسیار ناچیز است.

 

 

گلاب و اسانس

 

 

همزمان با بهار و ماههای اردیبهشت و خرداد ، گلهای محمدی با عطری دل انگیز محیط پیرامون را عطر آگین می کنند. در این زمان کارگاههای سنتی و صنعتی مختلف گلابگیری در اقصی نقاط ، با وسایل تقطیر ، گلها را هر روز صبح زود ، قبل از باز شدن کامل غنچه ، چیده و به همراه بخار آب در دیگهای مخبلف ، تقطیر می نماید.اسانس حاصله که در قسمت فوقانی پارچه جمع آوری شده ، تجمع می یابد را جدا و پس از آبگیری در درون شیشه های در بسته ، دور از نور نگهداری می کنند ، اسانس را در ظروفی که اطراف آن توسط نمد پوشیده شده است ، عرضه می نمایند، آب باقیمانده حاصل از عمل تقطیر را به عنوان <<گلاب >> به مصارف مختلف می رساند .از هر 3000 کیلوگرم ، حدود یک کیلو اسانس به دست می آید . اسانس رز یکی از عطرهای بسیار معروف می باشد که به طوروسیع در عطر سازی و سایر فراورده ها ی آرایشی ( پودر دندان و انواع پمادها ) به عنوان خوشبو کننده به کار می رود . قسمت اعظم اسانس گل محمدی در گلاب ، به عنوان تقویت کننده قلب و تهیه شربت مصرف می شود . کشورهای بالکان ، فرانسه ، ترکیه ، مراکش ، اسپانیا و ایران تولید می شود.براورد قابل قبول مصرف میکرو گرم به ازاء هر کیلو وزن بدن برای ستیرال ژرانیل استات ، سیترونلول ، لینالیل ، استات بر حسب سیترال می باشد.

 

صنعت کلابگیری :

 

 

ایران باستان ، از دوران های بسیار گذشته ، به صنعت گلابگیری اشتهار داشته و این کشور مرکز اصلی گل سرخ و گیاهان معطر به شمار می رفته است.بیشترین کارگاههای تولید گلاب در میمند فارس بوده است . حمله مغولان همراه با نابودی همه چیز، این صنعت را نیز دچار رکورد نمود ، به طوریکه از آن تاریخ تا کنون این صنعت رواج قبلی خود را باز نیافته است. هنر گلابگیری در قرن دهم میلادی توسط اعراب به اروپا بده شد و اولین کشور اروپائی که این هنر را در خدمت گرفت ، اسپانیا بود.عطر و گلاب گل سرخ ایران به علت شرایط مناسب آب و هوائی ، از مرغوبیت خاصی برخوردار است. به جهت اینکه به مقدار کم تولید و بیشتر در داخل کشور مصرف می شود. از شهرت جهانی برخوردار است. اکثر کشورهای عربی حوضه خلیج فارس ، انواع مختلف عرقیات وگلاب را از ایران تهیه می کنند . متأسفانه اکثر مراکز و کارگاههای گلابگیری کشور به صورت سنتی انجام می گیرد . کمتر تولید کننده ای با شیمی ترکیبات مواد تولید شده آن آشنائی دارد .

 

گلاب گل سرخ

 

آب مقطر حاصل از تقطیر گل سرخ را گلاب می نامند. تفاوت گلاب ایران با سایر کشورها در این است که گلاب ایران در واقع از تقطیر گلهای تازه محمدی با آب مقطر تهیه می شود ، در صورتیکه گلاب سایر کشورها ، از طریق حل کردن اسانس گل محمدی در آب مقطر به دست می آورند.هنگامی که آب مقطر گل سرخ به طریقه مصنوعی تهیه شود . ژرانیول با درصد زیادی در آب حل شده ، ولی استرها روی صافی باقی می مانند. به عبارت دیگر ، یکی از مشخصات گل سرخ حضور هیدروکربنهای دارای 15 تا 22 اتم کربن است که نسبت 9/22 درصد در آن موجود هستند. این هیدروکربنها ( استرها ) به مقدار زیاد در هنگام تهیه آب مقطر به روش مصنوعی توسط صافی گرفته شده و به هدر می رود.

 

گلاب قوی (Stronger rosewater)

 

محلول اشباع شده استاندارد خوشبو از گلهای محمدی که از تقطیر گلهای تازه با آب و جدا ساختن اسانسهای اضافی از قسمت آب زلال حاصل از تقطیر به دست می آید.برای اینکه بوی معطر آن حفظ شود ، بهتر است که آن را درظرفهائی که مقداری هوای تازه اضافی در بالای آن است، نگهداری نمود، به این نوع گلاب ، اصطلاحاً گلاب قوی گویند، این آب مقطر جزء محصولات ثانوی اسانس گل سرخ است و آن را با هم حجم خود آب مقطر ساده مخلوط می کنند و آب مقطر معمولی گل سرخ را گلاب سه برابر (Triple Rosewater) به دست می آورند.گلاب تجاری رقیق نشده ، به وسیله تقطیر گلهای تازه گل محمدی حاصل می شود و محلول آبی اشباع شده از اسانسهای حاصل می گردد، آب باقیمانده حاصل از تقطیر گلهای محمدی که به گلاب مشهور است را یا به همین صورت به مصرف می رساند یا اینکه برای تقطیر مجدد گلبرگهای تازه ( به جای آب مقطر ) به کار می برند.

 

ترکیبات شیمیایی

 

اسانس گل محمدی ، مایعی است فرار ، بیرنگ ، یا زرد رنگ ، نیمه جامد ، درجه حرارت 20 درجع سانتیگراد مایع بوده و در اثر سرد شدن تدریجی، شکل توده کریستالی یا متبلور به خود می گیردو در اثر گرم شدن مجدد به حالت مایع در می آید . ماده اصلی این اسانس ، حاوی الکل بوده که مهمترین الکلهای ترپنی آن عبارتند از: ژرانیول ، رودینول ، نرول(Nerol) 5 تا 10 درصد لینالول و اوژنون و مقدار قابل ملاحضه ای استرژرانیل استات می باشد . وزن مخصوص اسانس در درجه حرارت 30 درجه ، 861/0 گرم است.به طور کلی اسانس گل محمدی شامل دو قسمت جامد و مایع است. قسمت جامد کریستالی به نام استئاروپتن (Stea roptene) بدون بو بوده و در گرمای 33 درجه ذوب می شود. قسمت مایع اسانس گل محمدی اولئوپتین (Oleoptene) نام دارد.آمریکا و اسپانیا، اسانس گل محمدی (Damask Rose) را مجاز می دانند. بوی اسانس ، معطر قوی و مزه آن کمی شیرین است. قسمت اعظم اسانس شامل الکلهای ترپنی مانند ژرانیول ( C10 H18O) 40 تا 70 درصد و درحدود 20 تا 40 درصد ال سیترونلول یا رود ینول (C12 H22O) تشکیل می شود . این دو ماده که بخش قابل ملاحظه ای از اسانس را شامل می شود ، به حالت مایع وبوئی مطبوع و ملایم دارد.   قسمت مایع اسانس گل محمدی ، علاوه بر دو ماده ذکر شده ، حاوی فارند سول ،نرول، لینالول، اوژنون(به مقدار 5 تا 10 درصد اثر بسیار مشخصی روی اسانس دارد) سیترال، آلدئیدتونیلیک و سایر ترکیبات است.وزن هر میلی لیتر آن در 30 درجه ، 852/0 تا 862/0 می باشد که با الکل یک محلول کدر می دهد. ال لینالول ، اوژنونو استئاروپتین ، بیرنگ که در حرارت معمولی جامد است.

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 |

 

یک مقاله خواندنی

میمند درگذر زمان

میمند شهری است در استان فارس که یکی از گردشگاههای دیدنی ایران محسوب می شود. میمند بخاطر باغهای گل و کارگاههای گلاب و عرقیات گیری آن مشهور است و از قدیمترین خاستگاه گل سرخ تاریخ می باشد. میمند شهری تاریخی است و قدمت آن براساس مدارک و بناهای تاریخی بر جای مانده به چند هزار سال می رسد. در زمان ساسانیان سرزمین پارس که مقر اصلی حکومت بوده است به پنج ولایت یا کوره(خُرٌه) تقسیم شده که هر کوره در واقع مجموعه‌ای از شهرهای یک مسیر است که به مرکز حکومت می رسد. ولایت اردشیرخوره یکی از مهمترین کوره‌های پنجگانه فارس بود که در مسیر شیراز تا دریای پارس و جزایر جنوبی قرار داشته و از آنجا مسیر مهم دیگری از کیش و قشم به هند و سراندیب (سریلانکا کنونی) برقرار بوده است.

نام میمند در منابع جغرافیایی تاریخی سده های نخستین اسلام بعنوان یکی از نواحی کوره اردشیر فراوان مشاهده می شود. آنچه در اغلب این منابع تکرار شده این است که: میمند شهری است کوچک در ناحیه گرمسیر فارس با هوای معتدل. دارای آب روان و انواع میوه. محصول عمده آن انگور و گلاب. شغل مردم بیشتر پیشه‌وری و تولید گلاب و عطریات.دارای کاروانسرا و مسجد جامع و مردمی بصلاح.

از قدیمی ترین نوشته‌های جغرافیایی در این مورد در کتاب صورالاقلیم نوشته ابوزید سهل بلخی (322 هـ ق) از میمند بعنوان یکی از نواحی اردشیرخوره نام برده است که در مسیر عبور شاهراه مهمی قرار داشته است. و همچنین گوید: . . . گلاب پارس از آن خیزد و به بدریابار و حجاز و یمن و شام و مصرو مغرب و خراسان برند . . . ابن بلخی می نویسد: اسکندر چون می خواست شهر‏ ‎ گور (جور) را غرق سازد آب رودخانه را به طرف صحرای میمند منحرف کرد همچنین حمدالله مستوفی در کتاب نزهة القلوب و اصطخری در المسالک و الممالک باز درباره مسیر شیراز تا کیش (کوره اردشیر) از میمند بعنوان یکی از نواحی و یکی از ایستگاههای مسافران نام میبرد.

به هر حال در آن زمان میمند بر سر یک شاهراه تجاری مهم از شیراز به بنادر و جزایرجنوبی و از آنجا به هند قرار داشته است و دارای کاروانسرا و بازار مهمی بوره است. پس از تغییر مسیر شاهراه فوق به، از اهمیت اقتصادی میمند کاسته شد اما همچنان شهرت خود را بعنوان شهری زیبا و فرهنگی و صاحب تولیدات متنوع بویژه عطر و گلاب، حفظ نمود.

اوژن فلاندن جهانگرد مشهور فرانسوی در سال 1841 میلادی (1257هـ ق) با این که در یک زمستان سخت از میمند گذر کرده است، از مزارع و باغها و بناهای زیبا و مردمان باصفا و آزاد میمند تعریف نموده و می نویسد: « . . . این شهر کوچک در ایران نادر و بلکه منحصر بفرد است . . .»

وجود بناهای تاریخی حکایت از پیشینه دراز این شهر دارد که به 6000 سال می‌رسد. با توجه به نزدیکی میمند به مرکز حکومتی ساسانیان در شهر گور چندین اثر باستانی مربوط به زمان ساسانیان وجود دارد.از آثار باستانی شهر گور که در 50 کیلومتری میمند واقع شده اند

میمند در جلگه میان دو رشته کوه نسبتا بلند از سلسله جبال زاگرس به نامهای سپیدار و پادنا (میمند) که بصورت دو رشته با جهت شمال غربی و جنوب شرقی کشیده شده اند، قرار گرفته است. کوه سپیدار در طرف شمال شهر میمند قرار دارد و دنباله کوه سبزپوشان شیراز است که دارای جنگل و منابع طبیعی فراوانی است و ارتفاع قله آن متر می‌باشد. در قسمت جنوب و جنوب شرقی میمند کوه پادنا (در اصطلاح محلی پیدنو و در فرهنگهای جغرافیایی میمند نیز گفته می‌شود) قرار دارد که ارتفاع قله آن متر می‌باشد. در غرب نیز کوه کم ارتفاعی به نام قلات وجود دارد که از سیرزجان خواجه‌ای تا میمند به موازات پادنا قرار گرفته است. از مشرق نیز به خرمن کوه (یا کوه سور) که از میمند به شکل یک نیم دایره دیده می شود متصل است

اطراف شهر میمند را باغهای و مزارع فراگرفته است که در تمام فصلها زیبایی و شکوه خاصی به شهر می بخشند. پوشش گیاهی جنگلهای کوهستانی بیشتر پسته کوهی (بنه) و بادام کوهی (اهلوک) می باشد. آب و هوای میمند از نوع معتدل کوهستانی است. از اواخر اسفند تا اواسط خرداد هوای معتدل بهاری و مطبوع است و از این زمان رو به گرمی می رود. تابستانهای نسبتا معتدل و خشک و پاییز و زمستانها معتدل مرطوب می باشد. حداکثر دما بیشتر در مردادماه و حداقل دما در بهمن ماه رخ میدهد. بیشترین بارش فصلی نیز در بهمن ماه است و میانگین بارندگی سالانه به میزان 450 میلیمتر است که در ارتفاعات بیشتر به صورت برف می‌باشد

دوشنبه چهاردهم آذر 1384 |