سالمندی که از آن با واژه هایی نظیر پیری، سالخوردگی، مسنی، معمری، کهنسالی، کلان سالی، بسیار زاد، سال دیدگی، فرتوتی و غیره نیز یاد شده است، مرحله ای است از مراحل زندگانی انسان که پس از تولد، طفولیت، نوجوانی، جوانی و میانسالی فرا می رسد. دراین سن اگرچه قوای جسمی رو به تحلیل می رود ولی خرد و تجربه به حد اعلای خویش می رسد و بدین لحاظ از دیرباز معمول بوده است. اجتماعی را موفق دانسته اند که باخرد پیران و قدرت جوانان همراه و هماهنگ بوده است.

پس به احترام همه موسفیدها، پدرها و مادر ها وپدربزرگ
مادربزرگهای شهرمون عکس مربوط به مراسم تجلیل از پیر غلامان
امام حسین (ع) مسجد جامع میمند محرم 1388
برای سلامتی اونهایی که در این جمع زنده هستند
و شادی روح اونهایی که شاید عکسشون توی این جمع باشه
ولی شمع وجودشون خاموش شده یک صلوات بفرست.
در دین مبین اسلام نسبت به رعایت حقوق واحترام سالمندان سفارش و تاکید فراوان شده است. در قرآن کریم بارها در این خصوص به ادب و نیکی و احسان سفارش شده بویژه در مورد پدر و مادر که حق عظیمی برگردن فرزندان خود دارند. در سوره اسرا به فرزندان هشدار داده شده است که مبادا در دوران پیری و سالمندی کمترین اهانتی به والدین روا نمایند و یا با لحنی زننده و نامناسب که رنجش آنها را بر انگیزد سخن گویند و احترام آنان را به جا نیاورند. در احادیث و روایات نیز فرازهای بسیار زیبا و با شکوهی در این مورد به چشم می آید. به عنوان مثال فردی در مورد آیات سوره اسرا پیرامون حقوق پدر و مادر
از حضرت امام جعفر صادق(ع) پرسید و آن حضرت در پاسخ گفت که مراد از آن آیات این است که نگذاری مجبور شوند نیازهای خود را از تو طلب کنند بلکه خود در تامین نیازهای آنان پیشقدم باشی و در مصاحبت و معاشرت آنان روشی پسندیده داشته باشی و جز به محبت
به آنان ننگری و آنان را حتی به صدای بلند نیازاری.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
احترام گذاشتن به مسلمان مو سفید و سالخورده از جمله تجلیل خداست و از ما نیست کسی که بزرگسال ما را احترام نکند و به خردسال ما مهربانی نکند. (اصول کافی، ج 3، ص 240)
حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم)در نهج الفصاحه، ص 222 نیز فرم
ودند:
وجود پیران سالخورده بین شما باعث افزایش رحمت و لطف پروردگار و گسترش نعمتهای الهی بر شماست.
همچنین می فرمایند: پیر در میان کسان خود چون پیامبر در امت خوی
ش است.
امام جعفر صادق(ع) نیز مي فرمايد: «از ما نيست كسي كه بزرگسال ما را احترام نكند.
علاوه بر آموزه های دینی در فرهنگ پويا و غني كشورمان از دير باز، سالمندان در جامعه از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده اند و در كليه آثار پيشينيان كه به ما رسيده است اين واقعيت خودنمايي مي كند تا بدانجا
كه سرپيچيدن از امر سالمندان و پيران خردمند در اين آثار نتيجه خودسري و خيره سري و خامي بيان شده و طريق سعادت تنها در سايه بهره گرفتن از تجارب و پند سالمندان دنيا ديده و روزگار آزموده نمايان شده است. در آثار گرانبهاي ادب پارسي كه آيينه اخلاق و نمودار وجدان زمانه اي است كه شاعر در آن مي زيسته است رعايت حقوق و احترام سالمندان به عنوان يك اصل اساسي گوشزد شده است، و حتي بالاتر از اين مرتبه با تفكر از كارافتادگي و ضد ارزشي، به شدت مقابله شده است و جامعه را به استفاده و بهره گيري از دانسته ها و آموزه هاي سالمندان فرهي
خته دعوت نموده است. در اين آثار دوري و نافرماني از سخن سالمندان فرزانه، ثمره اي جز گمراهي و عقوبت تلخ و نافرجام در پي ندارد. و لذا «پير» مراد غايت آرزو و آمال جوانان است و جوانان در كسوت «مريد» مي كوشند تا از چشمه دانش و اندوخته هاي پيران كامياب شوند وره به منزل مقصود ببرند. چنين نگرشي علاوه بر انتقال خردسالخوردگان، موجب استحكام بنيان خانواده در جامعه و طراوت و نشاط اجتماع است. در اين مجال نگاهي خواهيم داشت به اين مفهوم در گستره بيكران ادب پارسي و نگاه سبز حكيمان و سخنوراني كه كلام و پيام آنان چراغ راه مرد
م اين ديار بوده است؛
سعدي: زتدبير پير كهن بر مگرد كه كارآزموده بود سالخورد
فرخي: همچو زلف نيكوان خردساله تاب خورد همچو عهد
دوستان سالخورده استوار
حافظ: دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر كاي نورچشم من به جز از كشته ندروي
نظامي: كهن كاران سخن پاكيزه گفتند سخن بگذار،
مرواريد سفتند
فردوسي: توانا بود هر كه دانا بود ز دانش دل پير، برنا بود
ناصرخسرو: كسي كو پي رهبر و پير گردد ره راست اوراست
از خلق يكسر
خاقاني: من مريد دم پيران خراسانم از آنك شهسواران را جولان به خراسان يابم
مولوي: زهر قاتل صورتش شهد است وشير هين مرو بي جهت پير خبير



